در ره عشق ازآن سوی فنا صد خطر است
تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رستم
بعد ازینم چه غم از تیر کج انداز حسود
چون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم
سلام....سلامی به لطافت شکوفه های بهاری
سلامی به تازگی غنچه های نشکفته
سلامی به زیبایی بهار
سلامی به خوش یمنی این فصل قشنگ.فصلی که توی اون فرشته ی آسمونی منت سر ما گذاشت و به زمین اومد تا دل خیلی ها رو با قدم های مبارکش شاد کنه.
سلام به شما سلام به آقای گلزار
اول از همه باید بگم که عید همگی تون مبارک.امیدوارم این سال جدید براتون پر از خیر و موفقیت و شادکامی باشه و خلاصه به همه ی آرزوهاتون برسید.
همون طوری که میدونید امروز تولد آقای گلزار عزیزه و برای همین من سعی کردم تا آپ زیبایی رو براتون آماده کنم.به همین خاطراین آپ شامل میشه از:
۱-مصاحبه مجله سینمای روز با آقای گلزار و اعضای کلابشان
۲-عکس های قشنگی که منبع اکثرشون مجله رویش هست
۳-یه تولد کوچولو که برای آقای گلزار گرفتم.....کیکش رو هم بزرگ انتخاب کردم که به هممون برسه
اول بهتره برم سراغ مصاحبه.این مصاحبه در شماره ۴۰ مجله سینمای امروز چاپ شده(راستش از مجله زیاد خوشم نیومد آخه خیلی متقلبه!!!همه صفحاتش کپی مجله رویش هستش.آخه چرا؟!)
محمدرضا گلزار نامی آشنا و بسیار موفق در عرصه بازیگری می باشد ولی موفقیت وی تنها در این عرصه خلاصه نمی شود.شاید بتوان او را یک همه کاره موفق نامید چرا که در هر زمینه ای که شروع به فعالیت میکند به بهترین تبدیل می شود.حضور او در عرصه تبلیغات یکی از موفقیت های او بود که کمتر توسط سایر هنرمندان تکرار شد.اخیرا حضور کاملا حرفه ای وی در ورزش والیبال باعث شده تا تماشاگران زیادی وارد سالن های والیبال شوند و در نهایت کوپ مردان که مجموعه ای مخصوص آقایان است(چقدر از این تاکید بدم میاد!حالا طوری میشه ما هم بریم؟!!!)و با مدریت وی به یک مجموعه ی فوق العاده مفید برای جوانان تبدیل شده حتما در چند شماره اخیر مجله با نام کلوپ مردان Men's club با مدریت محمدرضا گلزار برخورد کرده اید.شاید بسیاری از شما دوست داشته باشید که بیشتر درباره این مجموعه مخصوص آقایان(
)بدانید و یا اینکه بسیاری از شما آن را یک مجموعه دور از دسترس و مخصوص قشری خاص بدانید به همین دلیل با مساعدت محمدرضا گلزار عزیز و کمک های دوست عزیزمان پیام ایرایی به این کلوپ مراجعه کردیم تا هرچه بیشتر شما را با امکانات خدمات و حتی اعضا و کارکنان این کلوپ آشنا کنیم
آقای گلزار ایده راه اندازی کلاب مردان از کجا شکل گرفت؟
تخصصی بودن و حرفه ای بودن این کار برایم خیلی مهم بودو کاملا حرفه ای جریان را بررسی کردیم چرا که اعتقاد دارم در هر کاری که وارد می شوم باید بهترین کار را انجام دهم و بهترین ها را دور هم جمع کنم.در این مجموعه هم تمام عزیزانی که حضور دارند به نظر من از متخصص ترین ها و بهترین ها هستند.همیشه دوست داشتم آن چیزی که در ذهنم است راجع به کارهایی که تخصصی به سینما بر میگردد چه make up چه hair cut چه عکاسی و ... را بتوانم به صورت تخصصی به آقایان ایرانی که دوست داشتند و می پرسیدند که مثلا من موهایم را کجا درست میکنم و یا کجا عکس میگیرم معرفی کنم.ضمن اینکه من این مجموعه را برای خودم راه اندازی کردم برای اینکه قبل از هر فیلمی گریم خودم را همین جا طراحی میکردیم موهای من همین جا درست می شد عکاسی هایم را در آتلیه خودم انجام میدادم و ....(ربطی بین سوال و جواب پیدا کردید؟!)
دوست داشتید به علاقمندان این حرفه لزومات بازیگری را نشان بدهید؟
من دوست دارم به همه ی آقایان ایرانی این را بگویم که لازمه بازیگر شدن این نیست که حتما موی بلند داشته باشید و یا ظاهر آن چنانی داشته باشید شما میتوانید با شرایطی که برازنده یک جوان ایرانی است و یا با آرایشی که شایسته یک جوان ایرانی است وارد سینما بشوید
اما خیلی از آقایان و حتی بازیگران ما خیلی به خودشان توجه ندارند و به خصوص زمانی که از یک سن خاص میگذرند دیگر به یک سری مسائل شخصی توجه نمیکنند و به خودشان نمیرسند....
کاملا درست است.البته ما اینجا را درست نکردیم که کسانی که به اینجا می ایند در پس آن وارد سینما شوند و یا شانس آنها برای ورود به سینما بیشتر شود ولی مردان ایرانی از یک سنی که بالاتر می روند دیگر به ظاهر خود نمیرسند ورزش نمیکنند و...ما سعی کردیم که با یک چنین مجموعه ای افرادی که به اینجا می آیند را به شرایط ایده آل برسانیم.کسانی که وارد مجموعه میشوند برایشان فایل درست می کنیم آنها را دست مربیان برجسته و متخصص می سپاریم برنامه رژیم غذایی میگیرند موهایشان درست می شود میتوانیم اینجا کار عکاسی شان را انجام دهیم هر ماه آنها را نسبت به ماه های قبل مقایسه میکنیم و در این بین یک عده را به عنوان مدل های مجموعه انتخاب میکنیم که باید خصوصیات و برتری های نسبت به بقیه داشته باشند و شاید هر ماه یک تعداد خاصی باشند.

منبع:مجله رویش شماره شانزدهم
یعنی این مدل های اتخابی شما عوض هم میشوند؟
بله صد در صد.کسانی که به ظاهر خودشان اهمیت ندهند و یا اضافه وزن پیدا کنند و...را قطعا عوض خواهیم کرد.
یعنی یک جور تنبیه و تشویق محسوب می شود؟!
بله جوان ها را تشویق میکنیم که ورزش کنند و به ظاهر خودشان برسند ضمن اینکه من تاکید میکنم که ظاهر مناسب حتما داشتن موهای عجیب و غریب و یا مسائل خاص دیگر نیست
موضوعی که درباره کلوپ مردان وجود دارد این است که بسیاری از جوانان شناخت زیادی نسبت به اینجا امکانات اینجا و حتی قیمت های اینجا ندارند و بعضا آن را دست نیافتنی می بینند و فکر می کنند که فقط یک طیف خاص می توانند از اینجا استفاده کنند..؟!
باید این را بگویم که اصلا این مجموعه مجموعه گرانی نیست و در بضاعت همه ی جوانان است و شاید حتی قیمت اینجا از قیمتی که جاهای دیگر پرداخت میکنند کمتر هم باشد و حتی بعضا غیر قابل باور است
الان از مجموعه ای که راه اندازی کرده اید راضی هستید؟
بله خیلی راضی ام برای اینکه اینجا یک تعداد برادر هستیم که کار می کنیم و یک سری سرویس هایی را به جوانان ایرانی می دهیم که از بابت آن واقعا خوشحالم
آشنایی شما با دوستانی که در حال حاضر اینجا مشغول کار هستند به سابقه فعالیت سینمایی شما بر میگردد؟
تعدادی از دوستان بله.برادر خودم هم مدیر داخلی اینجاست و خیلی خوشحالم که اینجا به من کمک میکند.ضمن اینکه به جز کارهایی که راجع به آن با هم صحبت کردیم فعالیت های دیگری هم داریم مثل کار طراحی و دیزاین میکنیم کار پکیج های تبلیغاتی انجام می دهیم و...
این فعالیت هایی که گفتید خارج از کلوپ مردان است؟
کار دیزاین که راجع به آن صحبت کردم خارج از این مجموعه است ولی بقیه کارها به نوعی مرتبط است ضمن اینکه حتی قصد داریم توسط دوستانی که کارهای را به خوبی انجام make up وhair cut می دهند کلاس های آموزشی برگزار کنیم.
و برای مخاطبانی که در شهرستان ها دارید چطور؟
سعی داریم که این کار را گسترده کنیم

منبع:مجله سینمای امروز شماره ۴۰
و برای کارهای تبلیغاتی هم فکری کرده اید؟چون تا به حال خیلی محدود بوده است...
بله به دلیل اینکه من مدتی خیلی گرفتار بوده ام و حالا شاید بعد از این بیشتر به این موضوع بپردازیم
فرصت کافی برای رسیدگی به کارهای کلوپ مردان را دارید؟
همان طور که عرض کردم برادرم به عنوان مدیر داخلی اینجا مشغول هستند وخودم هم سعی میکنم ساعاتی از روز ررا اینجا باشم ضمن اینکه دوستانی که اینجا مشغول هستند به نوعی همه برادر من هستند و همه آنها در کارشان حرفه ای.
و بقیه مصاحبه قسمت هایی است که با کارکنان کلاب انجام گرفته از جمله آقایان:پیام ایرایی-مهرداد قنبری-شاهین حسینی-وحید فرهنگ
که من همه قسمتها رو براتون نمیذارم و بخش های مرتبط با آقای گلزار رو اینجا می نویسم:
پیام ایرایی
در ابتدا خودتان را معرفی کنید و زمینه فعالیتتان در کلاب مردا؟
پیام ایرایی هستم و غیر از اینکه عکاسی خصوصی آقای گلزار را بر عهده دارم مسئول آتلیه عکاسی کلوپ مردان هم هستم.
چند وقت است که در کلوپ مردان مشغول کار هستید و دلیل ورودتان به این مجموعه چه بوده است؟
حدود ۸ماه است و دلیل ورودم هم حس اعتماد به آقای گلزار
و این اعتماد را بعد از ورود به کلوپ مردان هم دیدید؟
خیلی زیادتر از آن چیزی که فکرش را می کردم.
و از نظر درآمد هم راضی هستید؟
بله خدا راشکر
فکر میکنید اگر بیرون از این مجموعه بودید کار و درآمد برایتان راضی کننده تر نبود؟
اصلا به درآمد فکر نکردم و اینکه در کنار محمدرضا گلزار باشمبرایم خیلی راضی کننده تر بود.نه به لحاظ اینکه از اسم کسی بخواهم استفاده کنم چون قبل از اینکه وارد این مجموعه بشوم هم شناخته شده بودم ولی هرکسی دوست دارد که بهتر و کاملتر شود و من هم حس کردم در کنار محمدرضا گلزار می توانم کامل تر شوم و ایشان هم خیلی به من کمک کرد که کامل تر شوم.هنوز آن توقعی که از خودم دارم را برآورده نکردم ولی امیدوارم و تمام تلاشم را میکنم که به مرور زمان به آن چیزی که میخواهم برسم.
چقدر وجود این آتلیه را در کلوپ مردان ضروری می دیدید؟
در واقع آقای گلزار بیشتر این آتلیه را برای خودش راه اندازی کرده است به هرحال یک بازیگر یک هنرمند و یک سوپراستار ترجیح میدهد که چنین چیزهایی را به صورت شخصی برای خودش داشته باشد که البته خیلی در ایران باب نیست ولی در خارج از ایران تقریبا همه ی هنرمندان چنین فضاهایی را برای خودشان دارند و حالا آقای گلزار این فضا را انتقال می دهد به مردم مردم هم به دلیل اعتمادی که به آقای گلزار دارند مراجعه می کنند و دنهایت بعد از مراجعه به اینجا می بینند که تمام بچه های اینجا از دل و جان مایه میگذارند و کار میکنند و..
رابطه گلزار با شما چطور است؟
ببینید هر آدمی بعضی وقتها آفتابی است و بعضی اوقات ابری و بارانی...گلزار هم همین طور.آقای گلزار خیلی با آدم کنار می آید و خیلی زود به آدم اعتماد میکند زودتر از آن چیزی که فکرش را بکنید و این موضوع سختی که ایجاد میکند این است که باید این حس اعتماد را حفظ کنیم چون کوچکترین اشتباه را نمیتواند تحمل کند.البته این نظر من در رابطه با ایشان است.

منبع:مجله سینمای امروز شماره ۴۰
مهرداد قنبری
خودتان را معرفی کنید و زمینه فعالیتتان در کلوپ مردان؟
من مهرداد قنبری هستم.کارم در کلوپ مردان زیبایی پوست و ماساژ است.
چند وقت است که مشغول این کار هستید؟
۳سال
و چند وقت است که در کلوپ مردان مشغول کار هستید؟
از روز اول افتتاح کلوپ
و آشنایی شما با آقای گلزار و کار در این کلوپ؟
از طرف یک شرکت ایتالیایی که زیبایی پوست انجام می دهند به من آموزش دادند و به اینجا معرفی شدم.
می شود بیشتر راجع به کارتان صحبت کنید؟
کارهایی که انجام میدهیم آب رسانی پوست است برای کسانی که پوستشان خشک است.پاک سازی پوست است برای کسانی که روی پوستشان جوش دارند.ویتامین رسانی به پوست و...
رابطه تان با رضا گلزار چظور است؟
واقعا عالی است.آقای گلزار جو بسیار خوبی را در کلوپ برپا کرده است.جو حاکم بر فضای کلوپ مدان یک جو کاملا دوستانه و برادرانه ایت و همه دست به دست داده ایم و پیش میرویم.
شاهین حسینی
خودتان را معرفی کنید و زمینه فعالیت تان در کلوپ مردان؟
من شاهین حاج حسینی هستم در کلوپ مردان کار گریم و خدمات مو و...را انجام میدهم.
چند وقت است که اینجا مشغول هستید؟
در حدود ۹ ماه.
و پیشینه کاری تان؟
تقریبا ۱۰-۱۲ سال است که مشغول این کار هستم و تمام دوره ها و رشته های آن را گذراندم و مدارکی که دارم از کشورهای آلمان-فرانسه و ایتالیا است و یکی دو مدرک هم در ایران دارم و مدرک استاد فرهنگ معیری را هم دارم.
آشنایی تان با رضا گلزار از کجا بود؟
از طریق یکی از دوستان با هم آشنا شدیم
بر اساس مد پیش می روید؟
باید بر اساس مد پیش برویم ولی به صورت کلی متاسفانه بعضی ها فکر میکنند هرچقدر اگزجره و تابلو باشند به آن مد روز میگویند در صورتی که اصلا به نظر من اینطور نیست.من خودم طبع و سلیقه آرامی دارم و ترجیح میدهم اگ قرار است چیزی مد باشد نوع ساده آن باشد و بر طبق عرف جامعه ما باشد.
کار در اینجا برایتان سخت نیست؟
کسی که کارش را دوست داشته باشد هیچ وقت کار برایش سخت نیست.

منبع:مجله سینمای امروز شماره ۴۰
از فعالیت در اینجاراضی هستید؟
خیلی راضی هستم چون احساس میکنم اینجا از کارکردن لذت می برم.
با اینکه زیر مجموعه باشید مشکلی ندارید؟
اولا که با آقای گلزار کار کردن واقعا برای هر کسی افتخار است.ضمن اینکه همیشه بهترین با بهترین کار میکند و قطعا من هم جزو بهترین ها هستم که دارم با بهترین کار میکنم.
وحید فرهنگ
خودتان را معرفی کنید و زمینه فعالیتتان در کلوپ مردان؟
وحید فرهنگ هستم و در اینجا کار گریم و کات مو را انجام میدهم.
چند وقت است که در کلوپ مردان مشغول کار هستید؟
در حدود ۱۰ ماه
سابقه آرایشگری شما به چه زمانی برمیگردد؟
تقریبا ۱۲ سال پیش.
چطور وارد کلوپ مردان شدید؟
من از طریق یکی از دوستان آقای گلزار معرفی شدم و یک ملاقات با آقای گلزار داشتم و بعد هم مشغول کار در کلوپ شدم.
نسبت به آرایشگرانی که بیرون از اینجا مشغول کار هستند کار سنگین تری دارید؟
بله به هرحال مشتریانی که به اینجا می آیند توقع بالاتر و بیشتری نسبت به بیرون دارند و کار واقعا سنگینی داریم.
مدیریت رضا گلزار بر اینجا چطور است؟
مدیریت بسیار خوبی دارد علاوه بر این آقای گلزار اینقدر مهربان و خون گرم است که زمانیکه در مجموعه است آنقدر انرژی به بچه ها میدهد که واقعا کار لذت بخش میشود و حتی بعضی پیشنهاداتی هم در کار میدهد که جالب است.
تراخدا ببخشید همه اش را ننوشتم اخه آپمون خیلی طولانی میشد و خودتون هم حوصله خوندنش رو نداشتید.اون قسمت های مهم و جالب رو که به نحوی به آقای گلزار مربوط میشد رو نوشتم.
خب حالا بریم سراغ سایر قسمت های آپ....تا اینجا خوشتون اومده؟

من در رویای بهاربودم
خواب ، کنار پای تابستان
که ناگهان صدایی زمستانی
سبزه زار مرا پاییزی کرد
چه شادی کودکانه ای داشت
رویای نیستی
صدا مرا چنین بخواند
برو
برو موعد دیدار بیا
دستها مرا گرفت و گفت
از این نشانه راه رو
موعد دیدار بیا
کنون برو
چو من رها شدم از او
کنار ساحلی بزرگ
دو بادبان چو روز وشب
به روی کشتی سترگ
صدا صدا و هلهله
به گوشهای من رسید
به من رسیده بود غم
به چشمهای خسته نم
به مویه باز شد صدا
به ناله غنچه های لب
به دنبال صدا رفتم
کجا رفتی کجا هستم
دوباره آسمان شکست
خیال راه دیده بست
دوباره گوش من شنید
برو
برو موعد دیدار بیا

این شعر رو از یک وبلاگ نوشتم که خودمم نفهمیدم آدرسش چی بود....قشنگ بود؟
حالا بریم سراغ تولدددددددددددد.
تولد تولد تولدت مباررررررررررک مبارک مبارک تولدت مبارک.بیا شمعا رو فوت کن تا ۱۲۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشی.رضااااااااااااااااااااا جوووووون تولدت مبارک
(این چه حرکات جلف و سبکیه که انجام دادم؟!!!
)حالا نوبت میرسه به کیک.ولی رضا نیست که شمعای روشوفوت کنه


طوری نیست خودمون فوت میکنیم....
۱................۲...................۳............
هوووووووووووووووررررررررررررررررررررررررااااااااا
خب حالا یک شعر از خانوم مریم حیدر زاده براتون مینویسم:
دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن یا شاعرن یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار میزنن
یا که مجنون میشن و تو کوچه ها جار میزنن
دست گذاشتم رو یکی که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسایمون پیش قدش یه سوزنه
دست گذاشتم رو یکی که طعم چشماش عسله
کمترین شعری که تو میشنوی از اون غزله
دست گذاشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشن دیوونشن مجنونشن پرپرشن
دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده نه سیاه
ظاهرش گندمیه به چشمم اما کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
من تو پاییزم و اون اهل یه جا تو بهاره
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون قایقشه
انقدر دوسش دارن هرکی خوبه عاشقشه
دست گذاشتم رو یکی که دست گذاشته رو همه
ولی هرکسی رو تو نشون بدی میگه کمه
دست گذاشتم رو یکی ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر تو بمونو عشقو دست نوشته ها
مینویسم که دیگه رو هیچکی دست نمیذارم
ولی نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم
دست گذاشتم حالا رو قلبم و چشمام و سرم
تا مث تو قصه ها از یادم اونو ببرم
ولی دست عاقلتره مونده روی همین یکی
چرا من بذارمش رو سر و چشمام الکی
(البته من خیلی از بیت ها رو حذف کردم چون وقت نداشتم راستش)

اونی که میخواستم عهدشو شکستو
به پای یک عشق جدید نشستو
چش روی آرزوم همیشه بستو
پشت مه پنجرمون رها شد
اونی که میخواشتم مث اشک چکیدو
تو طول راه باز یه کسی رو دیدو
صدای از ما بهترو شنیدو
به خاطر هیچی ازم جدا شد
اونی که میخواستم دل ما رو بردو
تو راه که میرفت به یکی سپردو
تو خاطرش خاطره ی ما مردو
یکی دیگه تو رویاهاش خدا شد
اونی که میخواستم دل ازم بریدو
بین گلا یه گل تازه چیدو
به اونی که دلش میخواست رسیدو
مثل تموم مردا بی وفا شد
اونی که میخواشتم زود ازم گذشتو
یه روزی رفت و دیگه بر نگشتو
منکر مجنون شد و کوه و دشتو
منکر عشق و بودن با ما شد
اونی که میخواستم زیر قولش زدو
با یکی دیگه پیش من اومدو
به خاطر اون به ما گفتش بدو
عزیزتر از دیروز و از حالا شد
اونی که میخواستم منو داد به بادو
رفت پیش اون کس که دلش مخوادو
زد زیر عشقش تا یادش نیادو
اسم من جزو آدم بدا شد
اونی که میخواستم منو زد کنارو
خزونشو یه جوری کرد بهارو
قایم شدش تو یه عالم غبارو
تقدیر ما مثل موهاش سیا شد
اونی که میخواستم آخرش گم شدو
بازیچه چشمای مردم شدو
وارد عشق صد و چندم شدو
توی خیال کس دیگه جا شد
اونی که میخواستم ولی انگار مده
مال همه یه جورایی گم شده
کاش از میون غبارا بیادو
بهم بگه هرچی میگی بیخوده
(اینم از آهنگ کامران هومن ولی به صورت کامل...گرچه من دوباره یه ذره اش رو ننوشتم)

منبع:مجله رویش شماره هفدهم
احساس میکنم این آخرین عکس آپ بود و اینها هم آخرین جملات آپ اینبار هستند...
امیدوارم از آپ بذت برده باشید چون نهایت سعی ام رو کردم که یه آپ متفاوت و قشنگ باشه در ضمن نمیدونید چقدر بابت آپلود عکس ها زحمت کشیدم که همگی بتونید اونها رو ببینید. چون سایت تینی پیک که خرابه و کلی گشتم دنبال یه سایت که آخرش رفتم به سایتی که یه دوست عزیزی توی کامنتها بهش اشاره کرده بود(همین جا از شما تشکر میکنم)آدرس هایی که برای عکس میداد یا عکس رو باز نمیکرد یا عکس کوچک بود تا آخرش عکس رو بزرگ کردم و به اینجایی که می بینید رسیده.امیدوارم خوشتون اومده باشه
در ضمن منبع عکسها رو زیر اونها نوشتم که البته دو تا از عکس ها منبع اصلی شون مجله رویش هستش ولی چون من از مجله سینمای امروز اسکن کردم نام همین مجله رو به عنوان منبع ذکر کردم.
سال خوبی داشته باشید عزیزان من...راستی من دارم میرم مشهد ایشالا اونجا تک تکتون رو به یاد میارم و دعا میکنم(از ته دل)گرچه یکی باید برای خودم دعا کنه
همتون رو دوست دارم و به خدا میسپارمتون...
گلزاری باشید